gewoben
بافته شده (شکل قدیمیتر یا ادبیتر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت استعاری به معنای ایجاد یا شکلدهی پیچیده و ظریف چیزی، مانند یک طرح، سرنوشت، یا شبکه.
- Der Autor hat eine komplexe Handlung gewoben, die den Leser bis zum Schluss fesselt.نویسنده طرح داستانی پیچیدهای را شکل داده است که خواننده را تا انتها مجذوب میکند.
- Das Schicksal hat ein unerwartetes Netz gewoben, das ihre Lebenswege miteinander verband.سرنوشت شبکهای غیرمنتظره تنیده بود که مسیرهای زندگی آنها را به هم پیوند داد.