gewoben

Aussprache: /ɡəˈvoːbn̩/
Wortzerlegung: ge·wo·ben
Partizip II

بافته شده (شکل قدیمی‌تر یا ادبی‌تر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به صورت استعاری به معنای ایجاد یا شکل‌دهی پیچیده و ظریف چیزی، مانند یک طرح، سرنوشت، یا شبکه.

  • Der Autor hat eine komplexe Handlung gewoben, die den Leser bis zum Schluss fesselt.نویسنده طرح داستانی پیچیده‌ای را شکل داده است که خواننده را تا انتها مجذوب می‌کند.
  • Das Schicksal hat ein unerwartetes Netz gewoben, das ihre Lebenswege miteinander verband.سرنوشت شبکه‌ای غیرمنتظره تنیده بود که مسیرهای زندگی آن‌ها را به هم پیوند داد.