wuchern

Aussprache: /ˈvuːçɐn/
Wortzerlegung: wu·chern
فعل

به سرعت و بی‌رویه رشد کردن، گران‌فروشی کردن

Beispiele

  • Das Unkraut ''wuchert'' in deinem Garten.علف‌های هرز در باغ تو بی‌رویه رشد می‌کنند.
  • Die Preise ''wuchern'' in deinem Laden.قیمت‌ها در مغازه تو سرسام‌آور (گران) هستند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول

به سرعت و به طور کنترل‌نشده رشد کردن یا گسترش یافتن (مانند گیاهان، سلول‌ها)

  • Das Unkraut wuchert im Garten.علف‌های هرز در باغ به سرعت رشد می‌کنند.
  • Die Krebszellen wucherten im Körper des Patienten.سلول‌های سرطانی در بدن بیمار به سرعت تکثیر شدند.
2 بدون مفعول

با نرخ بهره بسیار بالا پول قرض دادن، رباخواری کردن

  • In Zeiten der Not wucherten die Geldverleiher.در زمان‌های سختی، رباخواران بهره‌های گزاف می‌گرفتند.
  • Es ist illegal, mit Geld zu wuchern.رباخواری با پول غیرقانونی است.