gewursteten
درهم و برهم شده، آشفته، خراب شده (غیررسمی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد آشفتگی یا درهمریختگی، چه فیزیکی (مانند چیدن نامرتب وسایل) و چه در مورد انجام یک کار به صورت بینظم و بدون دقت کافی.
- Er hat seine Papiere auf dem Schreibtisch völlig gewurstelt.او کاغذهایش را روی میز کاملاً درهم و برهم کرده بود.
- Die Köchin hat die Zutaten etwas gewurstelt, aber das Gericht schmeckte trotzdem gut.آشپز مواد را کمی با بیدقتی مخلوط کرد، اما غذا با این حال خوشمزه بود.