zäumen
دهنه زدن، افسار زدن (به اسب)، مهار کردن، کنترل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas zäumen)
به دهان اسب، اسبابی مانند دهنه و افسار را بستن تا بتوان آن را هدایت کرد.
- Der Reiter zäumte sein Pferd sorgfältig.سوارکار با دقت به اسبش دهنه زد.
- Bevor wir ausreiten, müssen wir die Pferde zäumen.قبل از اینکه بیرون برویم، باید به اسبها افسار بزنیم.
2
Akkusativ (jemanden / etwas zäumen)
چیزی یا کسی را مهار کردن، کنترل کردن یا محدود کردن (به صورت مجازی).
- Es ist schwierig, die eigenen Emotionen zu zäumen.مهار کردن احساسات خود دشوار است.
- Die Regierung versucht, die Inflation zu zäumen.دولت تلاش میکند تورم را کنترل کند.