zücken

Aussprache: /ˈt͡sʏkn̩/
Worttrennung: zü·cken
فعل

بیرون کشیدن (سریع)، از غلاف درآوردن، آماده کردن (برای استفاده)

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas zücken)

چیزی را به سرعت و ناگهانی از جایی بیرون کشیدن، معمولاً سلاح، چاقو یا ابزار برای استفاده فوری.

  • Der Räuber zückte sein Messer.راهزن چاقویش را بیرون کشید.
  • Er zückte sein Handy, um jemanden anzurufen.او تلفن همراهش را بیرون آورد تا با کسی تماس بگیرد.