zeihen
متهم کردن، سرزنش کردن (با Genitiv، رسمی، کهن)
Beispiele
- Er wurde des Diebstahls ''geziehen.او به دزدی متهم شد.
- Er übernimmt in der Diskussion jetzt meine Position, derer er mich vor kurzem noch ''geziehen'' hat.او اکنون در بحث موضع من را میپذیرد، موضعی که قبلاً مرا به خاطر آن سرزنش کرده بود.
- Aber durfte Bonaparte soweit vordringen, nachdem er jezt schon von Vielen der Vermessenheit ''gezeiht'' ward, auch wirklich in Gefahr stund, von schwellenden Feindesmassen umrungen, vielleicht vernichtet zu werden?اما آیا بناپارت میتوانست تا این حد پیشروی کند، در حالی که اکنون بسیاری او را به گستاخی متهم میکردند و واقعاً در خطر بود که توسط انبوه دشمنان محاصره و شاید نابود شود؟
Bedeutungen
1
Akkusativ + Genitiv
کسی را به انجام کاری نادرست یا جرمی متهم کردن، تهمت زدن (اغلب در زبان رسمی یا ادبی)
- Man zeih ihn des Diebstahls.او را به دزدی متهم کردند.
- Sie wurde der Lüge geziehen.او به دروغگویی متهم شد.