zeitigen

Aussprache: /ˈt͡saɪ̯tɪɡn̩/
Wortzerlegung: zei·ti·gen
فعل

به بار آوردن، منجر به نتیجه شدن، ایجاد کردن

Beispiele

  • Nach vielen Jahren ''zeitigt'' die Arbeit doch positive Ergebnisse.پس از سال‌ها، این کار بالاخره نتایج مثبتی به بار آورد.

Bedeutungen

1 etwas zeitigen (Akkusativ)

چیزی را به وجود آوردن، موجب شدن، نتیجه‌ای را در پی داشتن (رسمی، اغلب در مورد نتایج یا پیامدها)

  • Diese Maßnahmen werden positive Ergebnisse zeitigen.این اقدامات نتایج مثبتی به بار خواهند آورد.
  • Seine Bemühungen haben leider keine Erfolge gezeitigt.تلاش‌های او متأسفانه هیچ موفقیتی به همراه نداشت.