gichtig
نقرسی، مبتلا به نقرس
Beispiele
- Der Gutsherr greift zum Glas und schlürft den heißen Grog. Der wärmt besser als das Feuer, das im Kamin knistert, besser als die Filzstiefel, die die ''gichtigen'' Beine umhüllen.ارباب عمارت لیوان را برمیدارد و نوشیدنی داغ را مینوشد. این نوشیدنی بهتر از آتشی که در شومینه میسوزد، بهتر از چکمههای نمدی که پاهای نقرسی را میپوشانند، گرم میکند.