gichtisch
نقرسی، مبتلا به نقرس
Bedeutungen
1
مربوط به بیماری نقرس یا علائم آن؛ اغلب به عنوان مترادف 'gichtig' استفاده میشود.
- Er hatte gichtische Schmerzen im großen Zeh.او درد نقرسی در انگشت شست پایش داشت.
- Die gichtische Arthritis ist eine schmerzhafte Erkrankung.آرتریت نقرسی یک بیماری دردناک است.
- Der Arzt untersuchte den gichtischen Fuß des Patienten.پزشک پای نقرسی بیمار را معاینه کرد.