giessen Aussprache:/ˈɡiːsn̩/Wortzerlegung:gies·sen Wort آب دادن، ریختن (مایعات) معانی و تعاریف giessen:(مایع) ریختن؛ (گیاهان) را آبیاری کردن.(فلز) را قالبریزی کردن، ریختهگری کردن. جملات نمونه برای giessen:Ich gieße die Blumen jeden Morgen.من هر روز صبح به گلها آب میدهم.Er goss den Kaffee in die Tasse.او قهوه را در فنجان ریخت.Die Glocke wurde aus Bronze gegossen.زنگ از برنز ریختهگری شد.