angifteln

Aussprache: /ˈanˌɡɪftl̩n/
Worttrennung: an·gif·teln
فعل

با لحنی تند و زننده صحبت کردن، کنایه زدن، نیش و کنایه زدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas angifteln)

با عصبانیت، تندی و لحنی زننده با کسی صحبت کردن، پرخاش کردن، نیش زدن یا کنایه زدن.

  • Sie hat mich gestern wieder wegen Kleinigkeiten angegiftelt.او دیروز دوباره به خاطر مسائل جزئی با من با تندی صحبت کرد.
  • Hör auf, mich so anzugifteln!بس کن، اینقدر با لحن زننده با من صحبت نکن!