angifteln
با لحنی تند و زننده صحبت کردن، کنایه زدن، نیش و کنایه زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas angifteln)
با عصبانیت، تندی و لحنی زننده با کسی صحبت کردن، پرخاش کردن، نیش زدن یا کنایه زدن.
- Sie hat mich gestern wieder wegen Kleinigkeiten angegiftelt.او دیروز دوباره به خاطر مسائل جزئی با من با تندی صحبت کرد.
- Hör auf, mich so anzugifteln!بس کن، اینقدر با لحن زننده با من صحبت نکن!