gifteten

Aussprache: /ˈɡɪftətən/
Wortzerlegung: gif·te·ten
Konjugierte Form

مسموم کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مسموم شده) + mit Dativ (با چه چیزی)

به معنای آغشته کردن یا دادن ماده سمی به کسی یا چیزی به قصد آسیب رساندن یا کشتن، اغلب با تأکید بر عمل عمدی و مخرب.

  • Der Attentäter versuchte, das Wasser der Stadt mit einem tödlichen Gift zu gifteten.مهاجم تلاش کرد تا آب شهر را با سمی کشنده مسموم کند.
  • In der alten Legende wurde der König durch einen vergifteten Dolch ermordet, der seine Feinde mit Gift gifteten.در افسانه قدیمی، پادشاه با خنجری زهرآلود کشته شد که دشمنانش آن را با سم آغشته کرده بودند.