giggeln

Aussprache: /ˈɡɪɡl̩n/
Wortzerlegung: gig·geln
فعل

ریز ریز خندیدن، هِر هِر کردن (کودکانه)

Beispiele

  • Die Kleine ''giggelt'' die ganze Zeit vor sich hin.دختر کوچولو تمام مدت با خودش ریز ریز می‌خندد.
  • Und dann ''giggelte'' auch Amanda. „Es ist tabu, auf dem Rücken zu liegen und zu ''giggeln!و بعد آماندا هم ریز ریز خندید. «اینکه به پشت دراز بکشی و هِر هِر بخندی ممنوعه!

Bedeutungen

1 (intransitiv)

(عامیانه) با صدای آهسته و بریده‌بریده خندیدن، ریزخندیدن.

  • Die Kinder giggelten über den lustigen Witz.بچه‌ها به لطیفه خنده‌دار ریزخندیدند.
  • Sie saßen in der Ecke und giggelten leise vor sich hin.آن‌ها در گوشه نشستند و آهسته برای خودشان ریزخندیدند.