nachgehen
پیگیری کردن/بررسی کردن، مشغول بودن به کار/سرگرمی، دنبال کسی رفتن، عقب بودن ساعت
Bedeutungen
1
Dativ
پیگیری کردن سرنخ، تحقیق در مورد یک موضوع یا رسیدگی به یک شایعه یا شکایت
- Die Polizei muss diesem Hinweis nachgehen.پلیس باید این سرنخ را پیگیری کند.
- Wir werden der Sache gründlich nachgehen.ما این موضوع را به دقت پیگیری خواهیم کرد.
2
Dativ
مشغول بودن و پرداختن به یک حرفه، شغل، فعالیت یا سرگرمی
- Er geht jeden Tag seiner Arbeit nach.او هر روز به کار خود میپردازد.
- In seiner Freizeit geht er seinem Hobby nach.او در اوقات فراغتش به سرگرمی خود میپردازد.
3
(بدون مفعول)
عقب ماندن و کند کار کردن ساعت نسبت به زمان واقعی
- Meine Uhr geht fünf Minuten nach.ساعت من پنج دقیقه عقب است.
- Die Wanduhr geht immer ein paar Minuten nach.ساعت دیواری همیشه چند دقیقه عقب میماند.
4
Dativ
به دنبال کسی راه رفتن و تعقیب کردن
- Er ging ihr unauffällig nach.او نامحسوس به دنبال وی رفت.
- Geh ihm nach, bevor er verschwindet!قبل از اینکه غیبش بزند، دنبالش برو!