nachgehen

Aussprache: /ˈnaːxˌɡeːən/
Wortzerlegung: nach·ge·hen
فعل

پیگیری کردن/بررسی کردن، مشغول بودن به کار/سرگرمی، دنبال کسی رفتن، عقب بودن ساعت

Bedeutungen

1 Dativ

پیگیری کردن سرنخ، تحقیق در مورد یک موضوع یا رسیدگی به یک شایعه یا شکایت

  • Die Polizei muss diesem Hinweis nachgehen.پلیس باید این سرنخ را پیگیری کند.
  • Wir werden der Sache gründlich nachgehen.ما این موضوع را به دقت پیگیری خواهیم کرد.
2 Dativ

مشغول بودن و پرداختن به یک حرفه، شغل، فعالیت یا سرگرمی

  • Er geht jeden Tag seiner Arbeit nach.او هر روز به کار خود می‌پردازد.
  • In seiner Freizeit geht er seinem Hobby nach.او در اوقات فراغتش به سرگرمی خود می‌پردازد.
3 (بدون مفعول)

عقب ماندن و کند کار کردن ساعت نسبت به زمان واقعی

  • Meine Uhr geht fünf Minuten nach.ساعت من پنج دقیقه عقب است.
  • Die Wanduhr geht immer ein paar Minuten nach.ساعت دیواری همیشه چند دقیقه عقب می‌ماند.
4 Dativ

به دنبال کسی راه رفتن و تعقیب کردن

  • Er ging ihr unauffällig nach.او نامحسوس به دنبال وی رفت.
  • Geh ihm nach, bevor er verschwindet!قبل از اینکه غیبش بزند، دنبالش برو!