verschüttgehen
گم شدن، از بین رفتن، فراموش شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
گم شدن شیء یا از یاد رفتن دانش و سنتها در طول زمان (عامیانه).
- Bei dem Umzug ist mein Lieblingsbuch verschüttgegangen.در جریان اسبابکشی کتاب مورد علاقهام گم شد.
- Viele alte Traditionen sind im Laufe der Zeit verschüttgegangen.بسیاری از سنتهای قدیمی در طول زمان از بین رفتهاند.