hinübergehen
به آن طرف رفتن، عبور کردن
Bedeutungen
1
über + Akkusativ / zu + Dativ / intransitiv
عبور کردن از یک مرز، خیابان یا فاصله به سمت دیگر.
- Wir müssen über die Brücke hinübergehen, um das Dorf zu erreichen.ما باید از روی پل عبور کنیم تا به روستا برسیم.
- Der Fluss bildet die Grenze und man kann nicht einfach hinübergehen.رودخانه مرز را تشکیل میدهد و نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد.