hereingehen
داخل شدن
Bedeutungen
1
in + Akkusativ / (بدون مفعول)
وارد یک اتاق یا ساختمان شدن (از نگاه گویندهای که داخل است)
- Komm, gehen wir herein, es ist kalt.بیا برویم داخل، هوا سرد است.
- Er klopfte und ging ins Zimmer herein.او در زد و به داخل اتاق آمد.