vorgehen
اقدام کردن، اولویت داشتن، جلو رفتن، جلو بودن ساعت، رخ دادن (vor sich gehen)
Bedeutungen
1
(بدون مفعول)
دست به اقدام زدن، عمل کردن و اتخاذ یک تاکتیک یا روش
- Wir müssen sehr vorsichtig vorgehen.ما باید با احتیاط زیاد پیش برویم (عمل کنیم).
- Wie sollen wir jetzt vorgehen?اکنون چگونه باید اقدام کنیم؟
2
(بدون مفعول) / vor + Dativ
مقدم بودن، اولویت داشتن بر چیزهای دیگر
- Die Sicherheit der Fahrgäste geht vor.امنیت مسافران اولویت دارد.
- Gesundheit geht vor allem anderen vor.سلامتی بر همه چیز مقدم است.
3
gegen + Akkusativ
مقابله و برخورد قانونی/انضباطی علیه کسی یا چیزی
- Die Polizei wird streng gegen die Täter vorgehen.پلیس با شدت علیه مجرمان اقدام خواهد کرد.
- Man muss gegen Korruption vorgehen.باید با فساد برخورد کرد.
4
(بدون مفعول)
جلوتر راه رفتن و پیشگام بودن در حرکت
- Gehen Sie schon mal vor, ich komme gleich nach.شما جلوتر بروید، من بلافاصله میآیم.
- Er ging vor, um den Weg zu suchen.او جلو رفت تا راه را پیدا کند.
5
(بدون مفعول)
جلو بودن ساعت از زمان دقیق
- Meine Uhr geht drei Minuten vor.ساعت من سه دقیقه جلو است.
- Die Bahnhofsuhr geht etwas vor.ساعت ایستگاه قطار کمی جلو است.
6
vor sich gehen
رخ دادن و در جریان بودن یک اتفاق (در ترکیب vor sich gehen)
- Ich frage mich, was da drüben vor sich geht.از خودم میپرسم آنطرف چه اتفاقی دارد میافتد.
- Alles ging ganz schnell vor sich.همه چیز خیلی سریع رخ داد.