vorgehen

Aussprache: /ˈfɔʁˌɡeːən/
Wortzerlegung: vor·ge·hen
فعل

اقدام کردن، اولویت داشتن، جلو رفتن، جلو بودن ساعت، رخ دادن (vor sich gehen)

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

دست به اقدام زدن، عمل کردن و اتخاذ یک تاکتیک یا روش

  • Wir müssen sehr vorsichtig vorgehen.ما باید با احتیاط زیاد پیش برویم (عمل کنیم).
  • Wie sollen wir jetzt vorgehen?اکنون چگونه باید اقدام کنیم؟
2 (بدون مفعول) / vor + Dativ

مقدم بودن، اولویت داشتن بر چیزهای دیگر

  • Die Sicherheit der Fahrgäste geht vor.امنیت مسافران اولویت دارد.
  • Gesundheit geht vor allem anderen vor.سلامتی بر همه چیز مقدم است.
3 gegen + Akkusativ

مقابله و برخورد قانونی/انضباطی علیه کسی یا چیزی

  • Die Polizei wird streng gegen die Täter vorgehen.پلیس با شدت علیه مجرمان اقدام خواهد کرد.
  • Man muss gegen Korruption vorgehen.باید با فساد برخورد کرد.
4 (بدون مفعول)

جلوتر راه رفتن و پیشگام بودن در حرکت

  • Gehen Sie schon mal vor, ich komme gleich nach.شما جلوتر بروید، من بلافاصله می‌آیم.
  • Er ging vor, um den Weg zu suchen.او جلو رفت تا راه را پیدا کند.
5 (بدون مفعول)

جلو بودن ساعت از زمان دقیق

  • Meine Uhr geht drei Minuten vor.ساعت من سه دقیقه جلو است.
  • Die Bahnhofsuhr geht etwas vor.ساعت ایستگاه قطار کمی جلو است.
6 vor sich gehen

رخ دادن و در جریان بودن یک اتفاق (در ترکیب vor sich gehen)

  • Ich frage mich, was da drüben vor sich geht.از خودم می‌پرسم آن‌طرف چه اتفاقی دارد می‌افتد.
  • Alles ging ganz schnell vor sich.همه چیز خیلی سریع رخ داد.