zugehen
نزدیک شدن/گام برداشتن، بسته شدن، در جریان بودن اوضاع، رسیدن نامه/سند
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
قدم برداشتن و نزدیک شدن به سمت کسی یا چیزی با هدف ارتباط یا رویارویی
- Sie ging mit einem Lächeln auf ihn zu.او با یک لبخند به سمت وی رفت.
- Die Politiker müssen wieder mehr aufeinander zugehen.سیاستمداران باید دوباره بیشتر به سمت یکدیگر گام بردارند.
2
(بدون مفعول)
بسته شدن (مخالف aufgehen برای در، پنجره، زیپ، چمدان)
- Die Haustür geht automatisch zu.در ورودی خانه به طور خودکار بسته میشود.
- Der Koffer ist so voll, er geht nicht mehr zu.چمدان آنقدر پر است که دیگر بسته نمیشود.
3
(بدون مفعول) / bei + Dativ
شیوه پیش رفتن و در جریان بودن یک رویداد یا اوضاع (با فاعل es)
- Auf dem Markt ging es heute sehr hektisch zu.امروز در بازار اوضاع بسیار پرهیاهو در جریان بود.
- Ich weiß nicht, ob es bei der Prüfung fair zugegangen ist.نمیدانم آیا در امتحان اوضاع عادلانه پیش رفته است یا نه.
4
Dativ (jemandem geht etwas zu)
رسیدن و ابلاغ شدن اطلاعات، اسناد یا نامه به دست شخص
- Die Dokumente sind mir gestern zugegangen.اسناد دیروز به دست من رسید.
- Das Schreiben wird Ihnen in den nächsten Tagen zugehen.این نامه در روزهای آینده به دست شما خواهد رسید.
5
(بدون مفعول)
عجله کردن و تندتر راه رفتن (عامیانه)
- Geh bitte ein bisschen zu, wir sind spät dran!لطفاً کمی تندتر برو، ما دیرمان شده است!
- Wenn wir nicht zugehen, verpassen wir den Bus.اگر عجله نکنیم، اتوبوس را از دست میدهیم.