auswärtsgehen
بیرون غذا خوردن/تفریح رفتن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
ترک منزل به قصد صرف غذا در رستوران یا تفریح خارج از خانه.
- Wir gehen heute Abend auswärts essen.امشب بیرون غذا میخوریم.
- Am Wochenende gehen sie gerne auswärts, um neue Restaurants auszuprobieren.آنها آخر هفتهها دوست دارند بیرون بروند تا رستورانهای جدید را امتحان کنند.