eingehen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌɡeːən/
Wortzerlegung: ein·ge·hen
فعل

پرداختن به موضوع، پذیرفتن پیشنهاد/ریسک، واریز شدن، خشک شدن، آب رفتن لباس

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

پرداختن به یک موضوع، بررسی دقیق یا توجه و پاسخ به نیازهای کسی

  • Der Autor geht in seinem Buch auf dieses Problem ein.نویسنده در کتابش به این مشکل می‌پردازد.
  • Wir müssen mehr auf die Bedürfnisse der Kunden eingehen.ما باید بیشتر به نیازهای مشتریان توجه کنیم.
2 auf + Akkusativ / Akkusativ

پذیرفتن یک پیشنهاد، شرط یا توافق نامه

  • Er ist auf unseren Vorschlag eingegangen.او پیشنهاد ما را پذیرفت.
  • Sie sind einen Kompromiss eingegangen.آن‌ها تن به یک مصالحه دادند.
3 Akkusativ

متقبل شدن و تن دادن به خطر، ریسک یا تعهد

  • Ich möchte kein Risiko eingehen.من نمی‌خواهم هیچ ریسکی را بپذیرم.
  • Sie sind eine große Verpflichtung eingegangen.آن‌ها تعهد بزرگی را متقبل شدند.
4 auf + Dativ / bei + Dativ / (بدون مفعول)

وصول شدن، واریز شدن یا رسیدن (نامه، پول، درخواست یا ثبت‌نام)

  • Die Zahlung ist gestern auf unserem Konto eingegangen.مبلغ پرداختی دیروز به حساب ما واریز شد.
  • Bis jetzt sind 100 Anmeldungen eingegangen.تا الآن ۱۰۰ ثبت‌نام دریافت شده است.
5 Dativ (jemandem geht etwas ein)

جا افتادن و ثبت شدن مطلبی در ذهن شخص

  • Die Vokabeln wollen mir einfach nicht eingehen.این لغات اصلاً در ذهن من فرو نمی‌روند (یاد نمی‌گیرم).
  • Das will mir nicht eingehen.این موضوع در کله‌ام نمیره.
6 in + Akkusativ

وارد شدن به تاریخ یا ادبیات به عنوان یک رویداد یا شخص ماندگار

  • Dieses Ereignis wird in die Geschichte eingehen.این رویداد در تاریخ ثبت خواهد شد.
  • Er ist als großer Reformer in die Annalen eingegangen.نام او به عنوان اصلاح‌گری بزرگ در تاریخ ثبت شد.
7 (بدون مفعول)

پژمرده شدن، خشک شدن (گیاهان) یا تلف شدن (حیوانات)

  • Die Blumen sind wegen des Frosts eingegangen.گل‌ها به خاطر یخبندان از بین رفتند.
  • Der Hund ist vor Trauer eingegangen.سگ از شدت غم و غصه تلف شد.
8 (بدون مفعول)

کوچک شدن و آب رفتن (پارچه یا لباس در اثر شستشو)

  • Das Hemd ist beim Waschen eingegangen.پیراهن هنگام شستشو آب رفته است.
  • Wolle geht leicht ein, wenn man sie zu heiß wäscht.پشم اگر خیلی گرم شسته شود، سریع آب می‌رود.