einwärtsgehen
به سمت داخل راه رفتن (پنجه پا)
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
راه رفتن به گونهای که پنجههای پا به سمت داخل بدن متمایل باشند؛ راه رفتن با پنجه پای چسبیده به هم.
- Das Kind geht noch einwärts, weil es noch klein ist.کودک هنوز به سمت داخل راه میرود، چون هنوز کوچک است.
- Manche Menschen gehen aus Gewohnheit einwärts.برخی افراد از روی عادت به سمت داخل راه میروند.