zugehen

Aussprache: /ˈtsuːˌɡeːən/
Wortzerlegung: zu·ge·hen
فعل

نزدیک شدن/گام برداشتن، بسته شدن، در جریان بودن اوضاع، رسیدن نامه/سند

Bedeutungen

1 auf + Akkusativ

قدم برداشتن و نزدیک شدن به سمت کسی یا چیزی با هدف ارتباط یا رویارویی

  • Sie ging mit einem Lächeln auf ihn zu.او با یک لبخند به سمت وی رفت.
  • Die Politiker müssen wieder mehr aufeinander zugehen.سیاستمداران باید دوباره بیشتر به سمت یکدیگر گام بردارند.
2 (بدون مفعول)

بسته شدن (مخالف aufgehen برای در، پنجره، زیپ، چمدان)

  • Die Haustür geht automatisch zu.در ورودی خانه به طور خودکار بسته می‌شود.
  • Der Koffer ist so voll, er geht nicht mehr zu.چمدان آن‌قدر پر است که دیگر بسته نمی‌شود.
3 (بدون مفعول) / bei + Dativ

شیوه پیش رفتن و در جریان بودن یک رویداد یا اوضاع (با فاعل es)

  • Auf dem Markt ging es heute sehr hektisch zu.امروز در بازار اوضاع بسیار پرهیاهو در جریان بود.
  • Ich weiß nicht, ob es bei der Prüfung fair zugegangen ist.نمی‌دانم آیا در امتحان اوضاع عادلانه پیش رفته است یا نه.
4 Dativ (jemandem geht etwas zu)

رسیدن و ابلاغ شدن اطلاعات، اسناد یا نامه به دست شخص

  • Die Dokumente sind mir gestern zugegangen.اسناد دیروز به دست من رسید.
  • Das Schreiben wird Ihnen in den nächsten Tagen zugehen.این نامه در روزهای آینده به دست شما خواهد رسید.
5 (بدون مفعول)

عجله کردن و تندتر راه رفتن (عامیانه)

  • Geh bitte ein bisschen zu, wir sind spät dran!لطفاً کمی تندتر برو، ما دیرمان شده است!
  • Wenn wir nicht zugehen, verpassen wir den Bus.اگر عجله نکنیم، اتوبوس را از دست می‌دهیم.