ausgehen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌɡeːən/
Wortzerlegung: aus·ge·hen
فعل

بیرون رفتن، مبنا قرار دادن/فرض کردن، خاموش شدن، تمام شدن، صادر شدن، منتهی شدن

Bedeutungen

1 von + Dativ

مبنا قرار دادن یا فرض را بر چیزی گذاشتن (مهم‌ترین کاربرد ذهنی/تحلیلی)

  • Wir gehen davon aus, dass er die Wahrheit sagt.ما فرض را بر این می‌گذاریم که او حقیقت را می‌گوید.
  • Die Polizei geht von einem Verbrechen aus.پلیس احتمال (فرض) وقوع جرم را می‌دهد.
2 (بدون مفعول)

بیرون رفتن از خانه برای تفریح، دید و بازدید، شام یا مهمانی

  • Wir gehen heute Abend aus.ما امشب برای تفریح بیرون می‌رویم.
  • Er geht oft mit seinen Freunden aus.او اغلب با دوستانش بیرون می‌رود.
3 (بدون مفعول)

خاموش شدن ناگهانی (نور، چراغ، آتش، دستگاه)

  • Das Licht ist plötzlich ausgegangen.چراغ ناگهان خاموش شد.
  • Das Feuer drohte auszugehen.آتش در حال خاموش شدن بود.
4 Dativ (jemandem geht etwas aus)

تمام شدن و ته کشیدن (موجودی، پول، صبر، زمان)

  • Uns geht langsam das Geld aus.پولمان دارد کم‌کم تمام می‌شود.
  • Mir geht die Geduld aus.صبرم دارد تمام می‌شود.
5 von + Dativ

نشأت گرفتن، ساطع شدن یا سرچشمه گرفتن از کسی/چیزی

  • Die Initiative ging vom Chef aus.این ابتکار عمل از طرف رئیس نشأت گرفت.
  • Von diesem Ort geht eine besondere Ruhe aus.از این مکان آرامش خاصی ساطع می‌شود.
6 (بدون مفعول)

منتهی شدن به نتیجه‌ای خاص و پایان یافتن (معمولاً با gut یا schlecht)

  • Wie ist das Spiel ausgegangen?بازی با چه نتیجه‌ای به پایان رسید؟
  • Die Geschichte ist gut ausgegangen.داستان ختم به خیر شد.
7 Dativ (jemandem gehen die Haare aus)

ریزش کردن موها

  • Ihm gehen die Haare aus.موهای او در حال ریزش است.
  • Durch den Stress gehen ihr die Haare aus.به خاطر استرس موهایش می‌ریزند.