ausgehen
بیرون رفتن، مبنا قرار دادن/فرض کردن، خاموش شدن، تمام شدن، صادر شدن، منتهی شدن
Bedeutungen
1
von + Dativ
مبنا قرار دادن یا فرض را بر چیزی گذاشتن (مهمترین کاربرد ذهنی/تحلیلی)
- Wir gehen davon aus, dass er die Wahrheit sagt.ما فرض را بر این میگذاریم که او حقیقت را میگوید.
- Die Polizei geht von einem Verbrechen aus.پلیس احتمال (فرض) وقوع جرم را میدهد.
2
(بدون مفعول)
بیرون رفتن از خانه برای تفریح، دید و بازدید، شام یا مهمانی
- Wir gehen heute Abend aus.ما امشب برای تفریح بیرون میرویم.
- Er geht oft mit seinen Freunden aus.او اغلب با دوستانش بیرون میرود.
3
(بدون مفعول)
خاموش شدن ناگهانی (نور، چراغ، آتش، دستگاه)
- Das Licht ist plötzlich ausgegangen.چراغ ناگهان خاموش شد.
- Das Feuer drohte auszugehen.آتش در حال خاموش شدن بود.
4
Dativ (jemandem geht etwas aus)
تمام شدن و ته کشیدن (موجودی، پول، صبر، زمان)
- Uns geht langsam das Geld aus.پولمان دارد کمکم تمام میشود.
- Mir geht die Geduld aus.صبرم دارد تمام میشود.
5
von + Dativ
نشأت گرفتن، ساطع شدن یا سرچشمه گرفتن از کسی/چیزی
- Die Initiative ging vom Chef aus.این ابتکار عمل از طرف رئیس نشأت گرفت.
- Von diesem Ort geht eine besondere Ruhe aus.از این مکان آرامش خاصی ساطع میشود.
6
(بدون مفعول)
منتهی شدن به نتیجهای خاص و پایان یافتن (معمولاً با gut یا schlecht)
- Wie ist das Spiel ausgegangen?بازی با چه نتیجهای به پایان رسید؟
- Die Geschichte ist gut ausgegangen.داستان ختم به خیر شد.
7
Dativ (jemandem gehen die Haare aus)
ریزش کردن موها
- Ihm gehen die Haare aus.موهای او در حال ریزش است.
- Durch den Stress gehen ihr die Haare aus.به خاطر استرس موهایش میریزند.