umgehen

Aussprache: /ʊmˈɡeːən/
Wortzerlegung: um·ge·hen
فعل

مواجهه/برخورد کردن، دور زدن (قانون/مانع)، شایع بودن (بیماری)، پرسه زدن (روح)

Bedeutungen

1 mit + Dativ

رفتار کردن با اشخاص یا نحوه مواجهه و کنار آمدن با ابزارها، استرس و مشکلات (جدایی‌پذیر با sein)

  • Er weiß genau, wie er mit seinen Kunden umgehen muss.او دقیقاً می‌داند چطور باید با مشتریانش رفتار کند.
  • Wir müssen lernen, besser mit Stress umzugehen.ما باید یاد بگیریم که بهتر با استرس کنار بیاییم.
2 Akkusativ

دور زدن مانع فیزیکی یا پیچاندن و میانبر زدن قوانین، مشکلات و مالیات (جدانشدنی با haben)

  • Wir haben den Stau umgangen.ما ترافیک را دور زدیم.
  • Viele Firmen versuchen, die Steuergesetze zu umgehen.بسیاری از شرکت‌ها سعی می‌کنند قوانین مالیاتی را دور بزنند.
3 (بدون مفعول)

شایع بودن و شیوع داشتن بیماری، خبر، ویروس یا شایعه (جدایی‌پذیر با sein)

  • Momentan geht eine starke Grippe um.در حال حاضر یک آنفولانزای شدید شایع است.
  • Es geht das Gerücht um, dass die Firma verkauft wird.شایعه‌ای در گردش است که شرکت فروخته می‌شود.
4 (بدون مفعول)

پرسه زدن روح، شبح یا حاکم شدن ترس در محیط (جدایی‌پذیر با sein)

  • In diesem alten Schloss soll ein Geist umgehen.می‌گویند در این قلعه قدیمی یک روح پرسه می‌زند.
  • Die Angst geht um in der Stadt.ترس در شهر حاکم شده (پرسه می‌زند).