weitergehen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌɡeːən/
Wortzerlegung: wei·ter·ge·hen
فعل

ادامه داشتن، پیش رفتن

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

ادامه یافتن کار، فیلم، جریان زندگی یا راه رفتن

  • Nach einer kurzen Pause ging es weiter.پس از یک استراحت کوتاه، کار ادامه پیدا کرد.
  • Das Leben muss weitergehen.زندگی باید ادامه داشته باشد.