hergehen

Aussprache: /heːɐ̯ˈɡeːən/
Wortzerlegung: her·ge·hen
فعل

اتفاق افتادن با حالتی خاص، دنبال کسی رفتن

Bedeutungen

1 (بدون مفعول)

در جریان بودن و رخ دادن رویدادی با حالت خاص (با فاعل es)

  • Auf dem Fest ging es gestern hoch her.دیروز در جشن اوضاع بسیار پرهیاهو بود.
  • Hier geht es sehr lustig her.اینجا اوضاع خیلی با شادی پیش می‌رود.
2 hinter/neben + Dativ + her

در کنار یا پشت سر کسی راه رفتن

  • Er ging dicht hinter ihr her.او درست چسبیده به پشت سرش راه می‌رفت.
  • Der Hund lief neben dem Fahrrad her.سگ کنار دوچرخه میدوید.