gissen

Aussprache: /ˈɡɪsn̩/
Wortzerlegung: gis·sen
فعل

تخمین زدن موقعیت کشتی (با استفاده از جهت و سرعت از آخرین موقعیت معلوم)

Bedeutungen

1 (transitiv/intransitiv)

موقعیت یا مسیر چیزی را بدون ابزارهای دقیق، معمولاً بر اساس تجربه یا اطلاعات ناقص، تخمین زدن یا حدس زدن (به ویژه در ناوبری دریایی).

  • Der Kapitän musste die Position des Schiffes gissen, da die Instrumente ausgefallen waren.ناخدا مجبور بود موقعیت کشتی را تخمین بزند، زیرا ابزارها از کار افتاده بودند.
  • Man kann die Entfernung nur gissen, wenn man keine genauen Daten hat.فقط می‌توان فاصله را حدس زد، اگر اطلاعات دقیقی نداشته باشیم.