gissen
تخمین زدن موقعیت کشتی (با استفاده از جهت و سرعت از آخرین موقعیت معلوم)
Bedeutungen
1
(transitiv/intransitiv)
موقعیت یا مسیر چیزی را بدون ابزارهای دقیق، معمولاً بر اساس تجربه یا اطلاعات ناقص، تخمین زدن یا حدس زدن (به ویژه در ناوبری دریایی).
- Der Kapitän musste die Position des Schiffes gissen, da die Instrumente ausgefallen waren.ناخدا مجبور بود موقعیت کشتی را تخمین بزند، زیرا ابزارها از کار افتاده بودند.
- Man kann die Entfernung nur gissen, wenn man keine genauen Daten hat.فقط میتوان فاصله را حدس زد، اگر اطلاعات دقیقی نداشته باشیم.