gläubig

Aussprache: /ˈɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: gläu·big
صفت

باایمان، معتقد

Bedeutungen

1

کسی که به یک دین یا عقیده مذهبی باور دارد و آن را دنبال می‌کند.

  • Sie ist eine sehr gläubige Frau und geht jeden Sonntag zur Kirche.او زنی بسیار باایمان است و هر یکشنبه به کلیسا می‌رود.
  • Auch in schwierigen Zeiten blieb er gläubig.او حتی در زمان‌های سخت نیز باایمان ماند.
  • Der gläubige Mann betete jeden Abend.مرد باایمان هر شب دعا می‌کرد.
2

کسی که به دیگران یا به چیزی اعتماد و باور دارد.

  • Er ist ein gläubiger Mensch, der immer an das Gute in anderen glaubt.او فردی باایمان است که همیشه به خوبی در دیگران باور دارد.
  • Sei nicht zu gläubig, manchen Leuten kann man nicht trauen.زیاد باایمان نباش، نمی‌توان به برخی افراد اعتماد کرد.
  • Sie hat einen gläubigen Freund gefunden, der sie immer unterstützt.او دوستی باایمان پیدا کرده است که همیشه او را حمایت می‌کند.