glücken

Aussprache: /ˈɡlʏkn̩/
Wortzerlegung: glü·cken
فعل

موفق شدن، به نتیجه رسیدن (با چاشنی شانس)

Beispiele

  • Ob es mir wohl noch ''glückt,'' Karten für die Fußball-EM zu bekommen?آیا واقعاً برایم «مقدور می‌شود» که بلیت‌های جام ملت‌های اروپا را بگیرم؟
  • Im Dezember ''glückte'' SpaceX die Landung einer Falcon-9-Trägerrakete auf dem Weltraumbahnhof Cape Canaveral.در ماه دسامبر، اسپیس‌اکس «موفق شد» یک موشک فالکون-۹ را در پایگاه فضایی کیپ کاناورال فرود آورد.

Bedeutungen

1 Dativ (wem glückt etwas)

موفق شدن، به خوبی پیش رفتن، به نتیجه مطلوب رسیدن (اغلب به صورت غیرشخصی).

  • Der Versuch ist ihm geglückt.تلاش او موفقیت‌آمیز بود/او در تلاشش موفق شد.
  • Es glückte mir, die Prüfung zu bestehen.من موفق شدم امتحان را قبول شوم.