vorglühen
پیشگرم کردن، نوشیدن مشروب قبل از مهمانی
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) / ohne Objekt
(فنی) از قبل گرم کردن (مثلاً موتور دیزل، شمعهای گرمکننده).
- Bei Kälte muss man den Dieselmotor vor dem Starten vorglühen.در هوای سرد باید قبل از استارت زدن موتور دیزل را پیشگرم کرد.
- Die Zündkerzen müssen kurz vorglühen.شمعهای جرقه باید کمی پیشگرم شوند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(عامیانه، محاوره) پیشگرم کردن، قبل از رفتن به مهمانی یا کلوپ، در خانه نوشیدنی الکلی نوشیدن.
- Wir glühen heute Abend bei mir vor, bevor wir in die Disco gehen.امشب قبل از رفتن به دیسکو، پیشگرم میکنیم (مشروب میخوریم).
- Sie vorglühten stundenlang, bevor sie zur eigentlichen Party aufbrachen.آنها ساعتها پیشگرم کردند (مشروب خوردند) قبل از اینکه به مهمانی اصلی بروند.