anglühen
داغ شدن تا حد گداختگی، سرخ شدن از حرارت
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas anglühen)
چیزی (معمولاً فلز) را تا حدی حرارت دادن که شروع به درخشش کند و سرخ یا گداخته شود.
- Das Eisen begann im Feuer anzuglühen.آهن در آتش شروع به سرخ شدن کرد.
- Der Schmied glühte das Metall an, bevor er es formte.آهنگر قبل از شکل دادن به فلز، آن را گداخته کرد.