glaren

Aussprache: /ˈɡlaːʁən/
Wortzerlegung: gla·ren
فعل

درخشیدن، تابیدن، منجمد شدن

Beispiele

  • Unsere Fähre gleitet in den Morgen, ins ''glarende'' Weiß.کشتی ما به درون صبح، به سفیدی خیره‌کننده می‌لغزد.

Bedeutungen

1 N/A

این یک فعل استاندارد آلمانی نیست و در منابع معتبر یافت نمی‌شود. احتمالاً اشتباه تایپی یا کلمه‌ای بسیار نادر/گویشی است.

  • (Kein Standardbeispiel verfügbar)(مثال استاندارد موجود نیست)
  • (Kein Standardbeispiel verfügbar)(مثال استاندارد موجود نیست)