Konjugierte Form
فعل صرف شده (گذشته یا حال)
معانی و تعاریف glarten:
- این فعل در آلمانی استاندارد رایج نیست و در فرهنگ لغتهای معتبر یافت نمیشود. ممکن است یک واژه بسیار نادر، منسوخ یا گویشی باشد. معنای دقیق آن نامشخص است، اما در برخی منابع قدیمی یا گویشی ممکن است به معنای 'صاف کردن' یا 'درخشان کردن' به کار رفته باشد. مثالها بر اساس این حدس معنایی ارائه شدهاند.
جملات نمونه برای glarten:
Der alte Handwerker glartete das Holz, bis es glänzte.
صنعتگر پیر چوب را آنقدر صاف کرد تا درخشید.
Man sagte, der Stein glartete im Mondlicht.
میگفتند سنگ در نور ماه میدرخشید.