فعل
علامت دادن با زنگ کشتی (هر نیم ساعت)
معانی و تعاریف glasen:
- سطحی را با مادهای براق یا شیشهای پوشاندن؛ لعاب دادن.
جملات نمونه برای glasen:
Das ''Glasen'' wurde von der Schiffswache übernommen.
علامت دادن با زنگ کشتی توسط نگهبان کشتی انجام میشد.
Auf einem Schiff, auf dem regelmäßig ''geglast'' wurde, brauchte keiner eine eigene Uhr.
در کشتیای که مرتباً علامت داده میشد، هیچکس به ساعت شخصی نیاز نداشت.
Während wir den Sturm aussaßen und es Nacht wurde, ''glaste'' er Stunde um Stunde.
در حالی که ما طوفان را تحمل میکردیم و شب فرا میرسید، او ساعت به ساعت علامت میداد.