glasuren
لعاب دادن، روکش کردن
Beispiele
- Aber die Geschirre, die jetzt damit ''glasurt'' werden, sind zwar zum Aufbewahren der Speisen sehr gut, man kann aber nicht darin kochen, sie springen auf dem Feuer, selbst wenn sie langsam erhitzt werden.اما ظروف سفالی که اکنون با آن "لعاب داده" میشوند، اگرچه برای نگهداری غذا بسیار خوب هستند، اما نمیتوان در آنها پخت و پز کرد، روی آتش میشکنند، حتی اگر به آرامی گرم شوند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
پوشاندن یک سطح (معمولاً سرامیک، فلز یا غذا) با یک لایه شیشهای یا لعابمانند برای محافظت، تزئین یا بهبود ظاهر.
- Die Kunsthandwerkerin glasiert die Keramik mit einer speziellen Mischung, um ihr einen tiefen Glanz zu verleihen.هنرمند صنایع دستی، سرامیک را با ترکیبی ویژه لعاب میزند تا جلایی عمیق به آن ببخشد.
- Der Konditor glasiert die Torte sorgfältig mit einer dünnen Schicht Schokolade.شیرینیپز، کیک را با دقت با لایهای نازک از شکلات روکش میکند.