glatt wie ein Aal sein

Aussprache: /ɡlat viː aɪ̯n ˈaːl zaɪ̯n/
Worttrennung: glat·t wie ein Aa·l ·sein
اصطلاح

مثل مار لیز بودن (زرنگ و غیرقابل مهار بودن)

Bedeutungen

1

بسیار زرنگ، زیرک و حیله‌گر بودن؛ به راحتی قابل کنترل یا دستگیری نبودن؛ فرار کردن از موقعیت‌های دشوار یا پاسخگویی.

  • Dieser Geschäftsmann ist glatt wie ein Aal, man kann ihm nie trauen.این تاجر مثل مار لیز است، هرگز نمی‌توان به او اعتماد کرد.
  • Der Dieb war glatt wie ein Aal und entkam der Polizei.دزد مثل مار لیز بود و از دست پلیس فرار کرد.
  • Sie ist glatt wie ein Aal, wenn es darum geht, Verantwortung zu übernehmen.وقتی پای پذیرش مسئولیت به میان می‌آید، او مثل مار لیز است.