glattstellen

Aussprache: /ˈɡlatˌʃtɛlən/
Wortzerlegung: glatt·stel·len
فعل

تسویه حساب کردن، بستن/تراز کردن موقعیت مالی

Bedeutungen

1 Akkusativ

بستن معامله، تراز کردن یا تسویه کامل موقعیت‌های مالی در بورس و حسابداری

  • Der Investor musste seine Aktienpositionen glattstellen.سرمایه‌گذار مجبور شد موقعیت‌های سهام خود را تسویه کند (ببندد).
  • Wir müssen alle offenen Rechnungen bis Jahresende glattstellen.ما باید تمامی فاکتورهای باز را تا پایان سال تسویه کنیم.