glattzüngig
زبانباز، چاپلوس، خوشزبان (به معنای منفی)
Bedeutungen
1
کسی که با کلمات فریبنده، چاپلوسانه و خوشزبان سعی در متقاعد کردن یا فریب دیگران دارد؛ زبانباز.
- Sei vorsichtig bei glattzüngigen Verkäufern, die dir alles versprechen.مراقب فروشندگان زبانباز باش که به تو قول هر چیزی را میدهند.
- Er war bekannt für seine glattzüngige Art, mit der er sich Vorteile verschaffte.او به خاطر روش چاپلوسانهاش که با آن منافعی کسب میکرد، شناخته شده بود.
- Die glattzüngige Rede des Politikers überzeugte viele Wähler.سخنرانی زبانبازانه سیاستمدار بسیاری از رأیدهندگان را متقاعد کرد.