glattzubügeln
اتو کشیدن (برای صاف کردن)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور کامل چروکها را با اتو از بین بردن؛ به طور مجازی، رفع کردن مشکلات، موانع یا سوء تفاهمها به گونهای که همه چیز هموار و بدون مشکل شود.
- Es ist seine Aufgabe, die entstandenen Missverständnisse zwischen den Abteilungen glattzubügeln.وظیفه اوست که سوء تفاهمهای ایجاد شده بین بخشها را رفع و رجوع کند.
- Der erfahrene Verhandlungsführer schaffte es, die hitzige Debatte zu beruhigen und die Fronten zu glattzubügeln.مذاکرهکننده باتجربه توانست بحث داغ را آرام کند و اختلافات را برطرف سازد.