فعل
باور کردن، اعتقاد داشتن، فکر کردن
معانی و تعاریف glauben:
- چیزی را درست یا واقعی دانستن؛ به کسی اعتماد کردن و حرفش را باور کردن.
- به وجود چیزی یا کسی اعتقاد داشتن (معمولاً در مورد دین یا ایدئولوژی).
- فکر کردن یا حدس زدن که چیزی درست است، بدون اینکه مطمئن باشیم.
جملات نمونه برای glauben:
Er ''glaubt'' an Gott.
او به خدا اعتقاد دارد.
Er ''glaubt,'' dass Gott die Welt geschaffen hat und alles einen Sinn hat.
او باور دارد که خدا جهان را آفریده است و همهچیز معنایی دارد.
Ich ''glaube,'' dass diese Lösung die einzig richtige ist.
من فکر میکنم این راهحل تنها راهحل درست است.