glaubwürdig
معتبر، قابل اعتماد، باورپذیر
Bedeutungen
1
چیزی یا کسی که میتوان به آن اعتماد کرد و حرفش را باور کرد.
- Der Zeuge machte eine glaubwürdige Aussage.شاهد اظهارات معتبری ارائه داد.
- Ihre Argumente waren nicht sehr glaubwürdig.استدلالهای او چندان قابل اعتماد نبودند.
- Wir brauchen einen glaubwürdigen Experten für dieses Projekt.ما به یک کارشناس معتبر برای این پروژه نیاز داریم.
2
چیزی که به نظر واقعی و باورپذیر میرسد، حتی اگر داستانی یا تخیلی باشد.
- Der Film erzählt eine glaubwürdige Geschichte aus dem Leben eines einfachen Mannes.این فیلم داستانی باورپذیر از زندگی یک مرد ساده را روایت میکند.
- Obwohl es eine Fantasiegeschichte ist, wirkt sie sehr glaubwürdig.اگرچه این یک داستان تخیلی است، اما بسیار باورپذیر به نظر میرسد.
- Die Charaktere in dem Buch sind glaubwürdig gezeichnet.شخصیتهای کتاب به شکلی باورپذیر ترسیم شدهاند.