gleißen
درخشیدن، تابیدن، برق زدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
درخشیدن، برق زدن (با نوری خیرهکننده و شدید).
- Die Sonne gleißt heute besonders stark vom Himmel.خورشید امروز به خصوص شدید از آسمان میتابد.
- Das Eis gleißte im Mondlicht.یخ در نور ماه میدرخشید.