abgleichen

Aussprache: /ˈapɡlaɪ̯çn̩/
Wortzerlegung: ab·glei·chen
فعل

مقایسه کردن، تطبیق دادن، هم‌تراز کردن

Beispiele

  • Der Name des Ticketinhabers wird beim Einlass mit einem Ausweis ''abgeglichen.نام دارنده بلیط در هنگام ورود با یک مدرک شناسایی تطبیق داده می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ (mit Dativ)

دو یا چند چیز (معمولاً داده‌ها، لیست‌ها، حساب‌ها) را با هم مقایسه کردن تا تفاوت‌ها یا شباهت‌ها مشخص شود و مطابقت داده شوند.

  • Wir müssen die Daten mit den alten Aufzeichnungen abgleichen.ما باید داده‌ها را با سوابق قدیمی تطبیق دهیم.
  • Bitte gleichen Sie die Liste mit der Datenbank ab.لطفاً لیست را با پایگاه داده مقایسه کنید.
2 Akkusativ

چیزی را طوری تنظیم کردن که با چیز دیگری مطابقت داشته باشد یا در یک سطح قرار گیرد؛ کالیبره کردن.

  • Der Techniker muss die Waage abgleichen.تکنسین باید ترازو را کالیبره کند.
  • Die Farben des Monitors müssen abgeglichen werden.رنگ‌های مانیتور باید تنظیم شوند.
3 sich + mit + Dativ

خود را با شرایط، انتظارات یا افراد دیگر هماهنگ یا تطبیق دادن.

  • Die Teams müssen sich regelmäßig abgleichen, um Missverständnisse zu vermeiden.تیم‌ها باید به طور منظم با هم هماهنگ شوند تا از سوءتفاهم جلوگیری شود.
  • Wir sollten uns vor dem Meeting noch einmal abgleichen.ما باید قبل از جلسه یک بار دیگر با هم هماهنگ شویم.