gleichkommen
برابر بودن، معادل بودن
Bedeutungen
1
Dativ
ارزش، سطح یا نتیجهای همارز با چیز دیگری داشتن
- Das kommt einem Geständnis gleich.این برابر با یک اعتراف است.
- Seine Leistung kommt einem Wunder gleich.دستاورد او معادل یک معجزه است.