gleichmäßig
یکنواخت، یکسان، متعادل، متوازن
Bedeutungen
1
بدون تغییر یا نوسان، با سرعتی ثابت، توزیع شده به طور یکسان، یا دارای تناسب و تعادل.
- Der Motor lief mit einer gleichmäßigen Geschwindigkeit.موتور با سرعتی یکنواخت کار میکرد.
- Die Farbe wurde gleichmäßig auf die Leinwand aufgetragen.رنگ به طور یکنواخت روی بوم اعمال شد.
- Sie achtet auf eine gleichmäßige Verteilung der Nährstoffe in ihrer Ernährung.او به توزیع متعادل مواد مغذی در رژیم غذایی خود توجه میکند.