gleichmütig
خونسرد، آرام، بیتفاوت
Bedeutungen
1
با آرامش و خونسردی در مواجهه با مشکلات یا اتفاقات ناگوار؛ بدون نشان دادن هیجان یا ناراحتی شدید.
- Trotz der schlechten Nachrichten blieb er ruhig und gleichmütig.او علیرغم اخبار بد، آرام و خونسرد ماند.
- Sie reagierte auf die Kritik mit gleichmütiger Gelassenheit.او با آرامشی خونسردانه به انتقاد واکنش نشان داد.
- Er ertrug das Unglück mit großer Gleichmut.او مصیبت را با خونسردی زیادی تحمل کرد.
2
بیتفاوت یا بیعلاقه به آنچه اتفاق میافتد؛ عدم واکنش عاطفی.
- Er sah dem Ergebnis gleichmütig entgegen.او بیتفاوت منتظر نتیجه بود.
- Sie schien den Verlust gleichmütig hinzunehmen.به نظر میرسید او فقدان را بیتفاوت پذیرفته است.
- Seine gleichmütige Haltung überraschte mich.نگرش بیتفاوت او مرا متعجب کرد.