gleichen
شباهت داشتن، شبیه بودن
Beispiele
- Zwillinge ''gleichen'' sich.دوقلوها به هم شبیه هستند.
- Die Päckchen ''glichen'' denen, die an den früheren Präsidenten Barack Obama und Ex-Außenministerin Hillary Clinton verschickt wurden, berichtete NBC unter Berufung auf Strafverfolger.NBC به نقل از ضابطان قضایی گزارش داد که بستهها شبیه بستههایی بود که برای رئیسجمهور سابق باراک اوباما و هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه سابق فرستاده شده بود.
Bedeutungen
1
Dativ
شبیه بودن به کسی یا چیزی، شباهت داشتن
- Sie gleicht ihrer Mutter sehr.او خیلی شبیه مادرش است.
- Das Ergebnis gleicht einem Wunder.نتیجه شبیه یک معجزه است.
2
intransitiv
چیزی را برابر یا یکسان کردن، جبران کردن (معمولاً در ترکیب با aus-)
- Die beiden Mengen gleichen sich aus.دو مقدار با هم برابر میشوند.
- Er versuchte, seine Fehler auszugleichen.او سعی کرد اشتباهاتش را جبران کند.