gleichziehen

Aussprache: /ˈɡlaɪ̯çˌt͡siːən/
Worttrennung: gleich·zie·hen
فعل

هم‌سطح شدن، برابر شدن (در امتیاز/نتیجه)

Bedeutungen

1 mit + Dativ / intransitiv

در مسابقه، امتیاز یا سطح کاری به حریف رسیدن و نتیجه را برابر کردن.

  • Nach harter Arbeit konnte er endlich mit seinen Kollegen gleichziehen.بعد از کار سخت، او بالاخره توانست با همکارانش هم‌تراز شود.
  • Das Team hat in der zweiten Halbzeit gleichgezogen.تیم در نیمه دوم نتیجه را برابر کرد (گل مساوی را زد).